خرید بک لینک
خوشحالم شما وقتي نه رو از سرهنگ ايراني دو رگه ي سفارت آمريكا ميشنوين اونهم وقتي با اعتماد به نفس از ايران خارج شدين و در دستتون مراتب زيادي از غروره، صورتتون ذوب ميشه و لاي دست و پاي بقيه ي متقاضيا ميريزه. من خوشحالم كه نرفتم چون اينجا مردم تنهان. من خوشحالم كه نرفتم چون هنر در كشورم بسيار مظلومه و بي پناه. پناهش گالري هاست و فرد موفقش زني گير كرده در مشكلاتي با پدرش. من دوباره اقدام نكردم چون مي خوام به شهر ها و شهرستان ها سفر كنم . مي خوام هنر رو از گالري هاي مختصر شده به يك مكان و يك ادا و اطوار به جايي ببرم كه زندگي مردمش هنره . من از جايي به سفارت رفتم كه به اندازه ي ظالم مظلوم داره . و س

برچسب: خوشحالم, نویسنده: سام صادقی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:19

بهش گفتم وارد شدنم به آب تست دماست با نوك شست و شيرجه و تا كم عمق زير آبي رفتن . اون واسه تاكييد روي اشتراكات گفت منم همينم، اما ، اما خب ميشه رفت تو كم عمق پله پله و زيرآبي از پر عمق بيرون اومد . چيزي نداشتم بگم . تحسين ديالوگات منو خفه كرد. خب معلومه فشار شيرجه تورو راحت ميچسبونه به كف استخر !

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 16:53 توسط سارا |

برچسب: همون,موقعي,فكر,ميكني,ميدوني,جهالت,كاملي, نویسنده: سام صادقی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:19

از خواب بلند میشم با یه جسد روان نژند مو فرفری در آشپزخانه که معمولا لخ لخ می کند و قیافه ی نزاری دارد مواجه میشوم. اسم او فاطی کلفت نیست اسم او مادر است. توجه کنید به هیچ عنوان عنواینی که جامعه و عرف و کوفت به من الحاق کرده اند اندازه ی پشم هم برای من ارزش ندارد. پس از کمی لاتی گری و غرولند کردن به

برچسب: نویسنده: سام صادقی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 4:16

اگر درد رو بشناسی دیگه ازش لذت نمبری. اگر درد رو بشناسی دیگه ازش لذت نمیبری! اگر درد رو بشناسی دیگه ازش لذت نمیبری؟ اگر... در جایی ایستادم که هرچه خواستم نشده. عشق، تحصیل ، جدایی، خانواده، هنر ... . بدنم هزار کیلو شده ، مغزم لانه ی مگس ها. اما این وسط کلمه ای هست که پناهگاه جسم خسته ی تو میشود( تغ

برچسب: نویسنده: سام صادقی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 4:16

صفحه بندی